******** 

یک دلْ آزاد٬ در این دامگه فانی نیست
یوسفی نیست در این مصر٬ که زندانی نیست

******** 

یک عمرْ ما به کام فلک گشته ایم و٬ او
یک لحظه ای نشد٬ که بگردد به کام ما

******** 

یا رب کجاست محرم رازی که یک زمان
دل شرح آن دهد که چه دید و چه ها شنید

******** 

یادِ آن گلشن که گلْ هر چند می چیدم از آن
وقتِ بیرون آمدن٬ حسرت به دامان داشتم

******** 

یاد باد آنکه مَهَم٬ رسم جفا یاد نداشت
خبر از قیمتِ هر بوسه که میداد نداشت

******** 

یا به حالت٬ یا به حیلت٬ یا به زاری٬ یا به زور
عاقبتْ اندر دل سخت تو راهی می کنم

******** 

یک جور را٬ هزار دلیل آوَرَد به عذر
یاربْ که دلربای کسی نکته دان مباد

******** 

یک جهانْ دل بایدش٬ هر کس که دلدارش توئی
تا بیاویزد دلی٬ هر تار گیسوی تو را

******** 

یا من برای درد٬ شدم خلقْ در جهان
یا خلق گشته دردِ جهانی برای من

******** 

یا رب! چه چشمه ایست محبّت که من از آن
یک قطره آب خوردم و دریا گریستم

******** 

یکذرّه وفا را به دو عالم نفروشیم
هر چند در این عهدْ خریدار ندارد

******** 

یافت در بی بصری٬ گمشده ی خود یعقوب
دیده از هر که گرفتند٬ بصیرت دادند

******** 

یک دل نمانده است٬ که داغش نکرده ای
بردارد ای فرق! خدا از میان تو را

******** 

یک ناله ی مستانه ز جائی نشنیدیم
ویران شود این شهر٬ که میخانه ندارد

******** 

یک سر رشته به دست من و یکسر با دوست
سالها بر سر این رشته کشاکشْ داریم

******** 

یاد باد آنکه چو چشمت به عتابم می کشت
معجز عیسویت در لبِ شکّرخا بود

******** 

یک جرعه ی آن مست کند هر  دو جهان را
چیزی که لبت ریخت به پیمانه ام امشب

********